احتمالاً اندكي قديم‌تر است‌؛ در آن از يوحناي دمشقي (هشتم ـ 1) نام برده شده است‌. در بخش‌ آخر آن از چهار عنصر بحث شده‌، ولي در آن چيزي نيست كه قبلاً در طبيعيات ارسطو، آثار آباي‌ كليسا، يا آثار موٴلفان بيزانسي از قبيل ميخائيل پسلوس (يازدهم ـ 2) يا نيكه‌فوروس بلمودس‌ (سيزدهم ـ 2) نيامده باشد. اين ريشه‌هاي بسيار كهن (حكمت يوناني‌) فكر تبديل فلزات را يادآوري مي‌كند.

8. كيميـاگـري اسـلامـي‌

عبـداللـه بـن علـي كـاشـانـي‌

ابوالقاسم عبدالله بن علي بن محمد بن ابي طاهر كاشاني‌. موٴلف شرح منحصر به‌فرد (فارسي‌) درباره‌ٴ فن لعاب دادن ظروف سفالي‌، به صورتي كه در موطن خودش كاشان انجام مي‌گرفت‌. او اين كتاب را در سال 1300 در تبريز نوشت‌.
اخيراً دو نسخه از كتابي را هلموت ريتر در كتاب‌خانه‌ٴ اياصوفيه پيدا كرد به‌نام كتاب جواهر العرائس و اطائب النفائس كه درباره‌ٴ سنگ‌هاي قيمتي و تأليف همين عبدالله كاشاني بود. اين كتاب‌ شبيه بسياري آثار مشابه عربي و فارسي است‌، ولي باب چهاردهم آن درباره‌ٴ ظروف لعاب‌دار (غضاره‌) است‌، كه به‌گفته‌ٴ موٴلف نوعي اكسير به‌شمار مي‌رود. يكي از اين نسخه‌ها به خط موٴلف‌ است و به تاريخ 1300 م‌/ 700 ه. ق در تبريز آن را به رشيدالدين فضل‌الله يا همكار او تاج‌الدين‌ وزير تقديم كرده‌؛ نسخه‌ٴ دوم خيلي جديدتر (1583 / 991) است‌. نسخه‌ٴ اولي ممكن است پس‌ از جنگ چالدران (23 اوت 1514/ اول رجب 920) به استانبول برده شده باشد، چون پس از آن‌ پيروزي‌، سلطان سليم صدها صنعتگر را از تبريز با خود برد.
فصل مربوط به لعاب‌سازي بسيار با ارزش است‌. زيرا تنها سند در نوع خودش در ميان آثار اسلامي به‌شمار مي‌رود و چيزي همتاي آن در ميان آثار نويسندگان آسيايي‌1 يا اروپايي تا پيش‌


1 .درمورد آثار آسيايي به دكتر شيو ساكانيشي و دكتر هومل مراجعه كرده‌ام‌. اولي هيچ رساله‌ٴ قديمي را از آن نوع در آثار ژاپني نمي‌شناسد. دومي هم درمورد آثار چيني به‌همين ترتيب هيچ كتابي را سراغ ندارد. او نوشت (21 سپتامبر 1939): ((اشارات در آثار چيني تقريباً زياد است‌، ولي هيچ رساله‌اي را نمي‌شناسم كه مقدم بر رساله‌ٴ فارسي مورد اشاره‌ٴ شما باشد. لعاب با موضوع شيشه درآميخته و هردو در آثار چيني با هم مورد بررسي قرار گرفته‌اند. واژه‌ٴ چيني شيشه po-li داراي منشأ غربي است و واژه‌ٴ لعاب liu-li به صورت‌هاي گوناگوني در تاريخ سلسله‌ٴ هان قديم ديده مي‌شود كه از غرب آمده بوده است‌. ليو ـ لي هم واژه‌اي بيگانه است كه از سانسكريتي اخذ شده‌. دايرةالمعارف چيني
 (Ku - Chin t'u - shu chi -ch'eng)  بخش 334 ، اشارات زيادي به ليو ـ لي و شيشه دارد. مثلاً در آن آمده كه در يك كتاب تاريخ سده‌ٴ دوم كه اينك در دست نيست گفته شده كه از شام Ta) (ch'in kuo - طلا، نقره و ليو ـ لي (لعاب يا شيشه‌) مي‌آيد. مي‌دانيد كه اشارات در دايرةالمعارف‌ها و اشعار پيش‌از سال 1300 بسيار زياد است‌، ولي نمي‌توان‌ رساله‌ٴ جداگانه‌اي را پيش از آن تاريخ متذكر شد. اشارات بعدي هم در آثار چيني فراواني است‌، ولي باز نمي‌توان دقيقاً معلوم كرد كه منظور شيشه است يا لعاب‌.))